بیچاره مرتضوی

بیچاره کودک نوپای شهر ما

بیچاره شن سا...

 

در آشفته بازار فوتبال ایران و در حالیکه این فوتبال روز به روز جز ضرر چیز دیگری نمی بیند هر روز اتفاق جدیدی می افتد که جای نقد و بررسی های زیادی دارد.

یک روز آقایان مربی تیم ملی را به عرش می برند و یک روز او را با مغز به زمین می کوبند.

مراحل انتخاب مربی تیم ملی امید که دیده ایرانیان به صعود آن به المپیک خشک شده را با خواستگاری مقایسه می کنند.

انتخابات هیئت فوتبال تهران را به انتصابات تبدیل می کنند.

کارکنان فدراسیونشان غیب گویی می کنند و یک روز قبل از اولین بازی مهدوی کیا خبر از اخراج او در این بازی می دهند.

با افتخار از نزول فوتبال ایران حرف می زنند و ایران را تیم درجه دو آسیا می نامند.

شتاب زده حکم صادر می کنند و بیرون کشیدن تیم از زمین را با حداقل جریمه ممکن روبرو می کنند.

خود قانون تصویب می کنند و قانون را نقض می کنند.

و...

به راستی می توان عامل سقوط آزاد فوتبال ایران را به آسانی فهمید.در کشور ما مدیریت مدرن وجود ندارد و تا شخصی درصدد اجرا این امر بر می آید او را به زمین می کوبند.مثل همین مهندس مرتضوی خودمان.مردی که این چنین دلسوزانه کار می کند اما دو روز مانده به بازی تیمش تعلیق می شود. آقایان! امثال مرتضوی در این فوتبال کم پیدا می شود.فوتبالی که در کشور ما برای بخش خصوصی  جز ضرر مالی چیز دیگری ندارد چون باشگاه ها درآمد زا نیستند.پس بیاییم مردانی چون مرتضوی را که این چنین ضرر را به جان می خرند تا جوانان مملکت را خوشحال نگه دارند در این فوتبال حفظ کنیم.نگاهی به جدول لیگ یک بیندازید تا مفهوم سخن را بهتر درک کنید.با این تعلیق های گاه و بی گاه کمر لیگ یک شکسته شده و هیجان به حداقل ممکن رسیده.کوثر ۱۴ بازی گسترش فولاد ۱۶ بازی شن سا ۱۷ بازی مس،پتروشیمی و ... ۱۸ بازی.حقیقتا می توان لیگ یک را همچون کودکستانی دانست که بچه های قد ونیم قد آن را پر کرده اند.بچه هایی که مورد تبعیض قرار می گیرند و به آنها با یک چشم نگرش نمی شود.کودکستانی به مدیریت آقایانی که از زمانی که نطفه ای بودند مهر مدیریت بر پیشانیشان خورده و قصد دست برداشتن از مدیریت را هم ندارند.بیچاره بچه هایی که در این کودکستان بزرگ می شوند.و البته بیچاره آن کودکانی که به آنها کم لطفی می شود.بیچاره کودک نوپای شهر ما.بیچاره شن سا...