BYE 4 EVER MR SAVIO
آقای بی غیرت خیالت راحت...
پروژه ای که از اهواز کلید خورد بالاخره به بار نشست
در بدترین زمان ممکن : BYE BYE SAVIO
وقتی در حاشیه بازی پرسپولیس سپاهان خبرنگاری به سراغ تنها بازیکن در قید حیات نخستین تیم ملی فوتبال ایران می رود و از او در مورد تفاوت های فوتبال آن زمان و فوتبال به اصطلاح پروفشیونال امروزی سوال می کند پیرمرد به زحمت جمله ای به زبان می آورد:آن زمان برای غیرت بازی می کردند حالا برای پول.براستی باید در این جمله تامل کرد.چرا؟چرا؟چرا؟چرا آن زمان غیرت ملاک بود اما اکنون حسابهای بانکی حرف اول و آخر را میزنند؟چه بر سر فوتبال غیرتمردانه آریایی آمده است؟چه شده است تو را که به پیراهن تیمت تعصبی نداری؟وقتی پای حرف در میان است ناسیونالیست ترین افراد می شوی اما موقع عمل...
چطور ممکن است این چنین مدعی باشی ولی بدون ذره ای عرق و تعصب به شهر و دیارت در زمین بازی قدم بزنی و با استناد به پیراهن تیمت در کوچه و خیابان شهر ژست وطن پرستی بگیری.
حتما فهمیدید که طرف صحبتمان چه کسانی هستند؟آنهایی که با آمدن شن سا به شهر خوبان بشکن می زدند که می توانند در تیمی که تنها یک نام بود و هیچ بازیکنی نداشت خود را جا کنند.همان هایی که بزرگترین افتخارشان تست دادن در فلان تیم و دست دادن با فلان بازیکن و دسته گل بردن برای فلان مربیست.
بگذریم؟اما چطور می شود گذشت از این دردها؟لحظه ای تصور کنید که آنقدر خوش غیرت باشید که عشق به شهرتان مانع از دویدن در زمین شود تا شاید یک صفر ناقابل جلوی قراردادتان ثبت شود.اما به راستی این صفرها و این مبالغ که در نگاه اول کلان بنظر می رسند در مقابل تعصب اراکی چه حرفی برای گفتن دارد؟تمام شهر گوش به زنگند تا پی ببرند چه خبری از شهر غریب به گوش می رسد اما برخی گوشهای آنان را با غیرت خود نوازش می دهند.خبر میرسد که تیم شکست خورده و مردم شهر متاثر می شوند اما فلان آقا خوش حال و سرمست به سرمربی تیمش بی حرمتی میکند:بای ب...
بگذریم؟اما چطور می شود گذشت از این نامردی ها؟این بار جور دیگر تصور کنیم.از هفته ها قبل مردم شهر به هم نوید می دهند که فلان روز انتقام می گیریم.انتقام آن نامردی فصل قبل را می گیریم.انتقام تعلیق تیم محبوبمان را میگیریم.انتقام بازی با شعور خود و 15 هزار هم شهریمان را می گیریم.همه دست در دست هم می دهند و به استادیوم می روند تا ثمره کارشان را ببینند و به آن مرد(!) بفهمانند که می فهمند اما این بار نوبت نفر بعد است که غیرت را معنی کند.حالا او با دسته گل به استقبال منفورترین چهره تاریخ فوتبال اراک می رود تا شاید اگر فصل بعد ...
بگذریم.بگذریم.بگذریم.تا ابد باید آه کشید و گذشت از این همه وفا و مروت.حالا می توان متوجه معنی حرف پیرمرد شد:آن زمان برای غیرت بازی می کردند حالا برای پول.بله حالا دیگر تعصب به حداقل خود رسیده و دیگر خبری از آن رشادت ها نیست.دیگر خبر از آنها نیست که با تصور شکست تیمشان لرزه بر اندامشان می افتاد.حالا فوتبال متحول شده و صفرهای پرشمار بر تعصب و غیرت غلبه کرده است.حالا عصر عصر صفرهاست عصر عصر دسته گل بردنها و بای بای ساویو گفتن هاست.عصریست که همه چیز برای یک چیز اتفاق می افتد و در خدمت آن قرار می گیرد.جادویی به نام اسکناس.
به هرحال آنها هم به پایان خط می رسند اما چه پایانی.کاش ما انسانها در دورانی که در کانون توجه هستیم کاری کنیم که پس از ما نام نیک برایمان بماند.شاید دو روزی این چنین به کام ما تمام شود و بای بای گفتن ها و دسته گل های آن چنانی برایمان مفید واقع شود و مدتی بعد(مثل امروز که ساویو ها قربانی می شوند)شاهد ثمره دادن نقشه هایمان باشیم اما هدف از زندگی انسان چیز دیگریست که به این آسانی قابل کسب نیست و آن نیک نامیست.کاش اندکی برای آن هم بکوشیم.پایان.




