بیایید هوای هم را داشته باشیم ، فقط همین یک بار
اندر احوالات ده سالگی نماینده استان
بیایید به خودمان اعتماد کنیم ، فقط همین یک بار...
فوتبال اراک در تدارک آغاز نخستین سال از دهه دوم فعالیت خود در مسابقات لیگ دسته یک به سر می برد و پس از تصویب بودجه ای مناسب برای توفیق شهرداری اراک در فصل جدید ، حال جامعه فوتبال استان منتظر است تا با مشخص شدن وضعیت سرمربی و کادرفنیِ نماینده اراک به استقبال فصل جدیدی از اتفاقات برود.مسیری که شاید بعد از گذشت نه سال دیگر کمی تکراری به نظر بیاید.
فوتبال اراک که کار خود را با خرید امیتاز پارت سازان مشهد آغاز کرد با چهار سال فعالیت تحت لوای صنایع اراک ، دو سال فعالیتِ پرخرج اما کم بازده با نام آلومینیوم اراک و دو سال حضورِ نه چندان درخشان با نامهای شن سا و همیاری اراک ، در سال نود عنان کار را به دست تیم مدیریتی شهرداری اراک سپرد تا شاید این نام پرتمطراق بتواند پایانی شیرین بر هشت سال ناکامیهای مختلف فوتبال اراک باشد اما شهرداری هم در نخستین سال فعالیت خود نتوانست آنطور که باید و شاید از پس مشکلات بر بیاید و با وجود هزینه های کلان ، در پایان انتظارها را برآورده نکرد تا حالا سریال حضور در لیگ یک برای مردم اراک وارد قسمت دهم شود.
در طی این سالهای نه چندان پرفروغ نام های بزرگی برای هدایت نماینده استان مسافر اراک شده اند و با یدک کشیدن عناوین و لقب های دهان پر کن امیدهای بسیاری را زنده کرده اند اما دست آخر زیر تمامی قولهایشان زده اند و ما را با نماینده شهرمان تنها گذاشتند.بسیار بودند افرادی که حتی حضورشان در یک شهر برای نماینده آن شهر به معنای موفقیتِ تام به شمار می رفت اما در اراک برای ناکامی هیچ حد و مرزی قائل نشدند و با وجود قراردادهای آنچنانی ای که دریافت کردند به ریش مردم این شهر خندیدند و ناکامی در استان مرکزی را در سایه موفقیتهای گذشته شان پنهان کردند.دیدیم مربیانی را که با تست گیری از جوانان ساده لوح اراکی کارشان را آغاز کردند اما رویای این جوانان را با آوردن یک اتوبوس بازیکن به اراک به کابوس مبدل ساختند و در نهایت سرافکنده و ناکام ما را رها کردند و حتی نیم نگاهی هم به پشت سرشان نینداختند.اما در طی تمام این سالها ما هیچگاه از این گذشته تلخ درس نگرفتیم و هر سال تلاش کردیم به جای از بین بردن ضعفهای سالیان گذشته ، با آوردن نامی بزرگتر ناکامی های قبل را به فراموشی بسپاریم ، غافل از اینکه این زخم بدون مداوا دوباره در باز می کند و دامان فوتبال این شهر را می گیرد.هر سال تصمیم گرفته ایم لیگ برتری شویم اما مطالعه نکرده ایم که چطور تیم های دیگر به لیگ برتر راه پیدا کرده اند ، مگر نه اینکه از میان هجده تیم حاضر در لیگ برتر یازدهم سیزده تیم روز و روزگاری در همین لیگِ یک با ما جنگیده اند؟مگر چه کمبودی نسبت به آنها داشته ایم که در این باتلاق سهمگین گرفتار آمده ایم؟ آیا آنها شکست نخوردند و به لیگ برتر رسیدند؟یا بعد از شکست ایرادات را مرتفع کردند؟اما بر خلاف آنها که امروز در تدارک حضور در لیگ برتر هستند ما به جای پوشاندن ضعفهای گذشته و درس گرفتن از تجربیات دیگران،خود تجربه ای برای سایر تیم ها شدیم و هر سال درجا زدیم و درجا زدیم تا حالا خود را جزئی لاینفک برای لیگ یک بدانیم .
در طی این نه سال بارزترین نکته ای که بدجور توی ذوق می زند این است که همواره غریبه را بر آشنا ترجیح دادیم و سعی کرده ایم به جای اینکه خودمان تلاش کنیم بار سنگین مسئولیت را بر دوش دیگران قرار دهیم و خود تنها هزینه آن را پرداخت کنیم و فراموش کرده ایم که تا خودمان در این راه قدم برنداریم ، از دیگران هیچ کمکی بر نمی آید ، چه بسیار مواقعی که غریب نوازیمان گل کرد و در میان بومی و غیربومی هایی که شرایطی برابر داشتند بر روی گزینه خودی قلم قرمز کشیدیم چرا که مرغ همسایه را غاز می دیدیم و برای همشهریان خود ، حداقل به اندازه یک غریبه ، ارزش قائل نبودیم.شاید اکنون موعد آن فرا رسیده باشد تا اندکی در این تفکرمان بازنگری کنیم و برای یک بار هم که شده با چشم و گوش باز تصمیم گیری نماییم.بد نیست اگر تعصبات بی جا را بر روی برخی نامها ، که خودمان دیده ایم تنها در حد یک نام بوده اند ، کنار بگذاریم و این بار بدین باور برسیم که می توانیم از پتانسیل خودمان برای موفقیت استفاده کنیم . هستند جوانان بی ادعایی که در این شهر حاضرند با کمترین هزینه ها به فوتبالمان یاری رسانی کنند و نه با ناز و غمزه هایشان ما را از موفقیت دلزده کند و نه با بی معرفتی هایشان مایه پشیمانی ما شوند.دیگر وقت آن رسیده که دستهای یکدیگر را بگیریم و برخیزیم و برای نخستین بار کار را با مجموعه ای از همشهری هایمان آغاز کنیم و شایسته سالارانه برای جنگِ لیگِ یک سربازانی عاشق به کار گیریم که دغدغه هایشان با یک غریبه زمین تا آسمان تفاوت دارد.دیگر وقت آن رسیده که از تجربیات این نه سال ناکامی ، برای یک سال پیروزی ، استفاده کنیم تا حتی اگر این بار هم سربلندی حاصل نشد ، لااقل دلخوش به این باشیم که با جوانان همین آب و خاک وارد صحنه شده ایم ، به داشته های خود اطمینان کرده ایم و دست به دامان دیگران نشده ایم و علی ای حال برای سالهای آینده مان نیز درسهای بسیاری را آموخته ایم.
بگذارید برای یک بار هم که شده به خودمان اعتماد کنیم ، خواهشا" فقط همین یک بار را بیایید غریب نواز نباشیم و هوای یکدیگر را داشته باشیم ، بیایید سنت شکن باشیم و به جای غرض ورزی و در مقابل هم بودن ، در کنار یکدیگر قرار گیریم ، دستهایمان را روی زانوهایمان بگذاریم و برخیزیم ، خودمان برخیزیم ، خودمان ، فقط همین یک بار ...