روزهای سیاه شهرداری در هشت سکانس
نادر و سینا اراک را ترک کردند ، شاید برای همیشه ...
به نظر می رسد روزهای خوش شهرداری اراک خیلی زود به پایان رسیده است و حالا شرایط نماینده فوتبال اراک بار دیگر به وضعیت سالهای گذشته نزدیک شده است ، گویی فوتبال اراک کماکان قصد ندارد ، به ملاقات همنشینان لیگ یکی سابق خود در لیگ برتر امروزی برود.سیزده تیم از هجده تیم حاضر در لیگ برتر امسال از رقبای سابق نماینده اراک بوده اند که پس از چندین فصل حضور در لیگ یک عزم سفر کرده اند و راه لیگ برتر را در پیش گرفته اند اما فوتبال اراک تنها در تغییر نام نماینده خود پیشگام است اما از لحاظ فنی و آمار و ارقام ، سیر نزولی تاسف باری را در پیش گرفته است.شهرداری پس از دیدار با ابومسلم که در آخرین دقایق به گل رسید در 6 مسابقه متوالی در باز کردن دروازه حریفان ناکام مانده است و در این 6 مسابقه تنها 3 امتیاز کسب کرده است و حالا اصلی ترین رقیب پیکان تا هفته نهم،هر هفته یک پله سقوط می کند تا کم کم به مدینه فاضله فوتبال اراک ، که همان ناحیه خطر است نزدیک و نزدیک تر شود.
اتفاقات تلخ شهرداری در این 6 هفته را مختصرا ورق میزنیم تا شاید بتوانیم سقوط آزاد نماینده اراک در روزهای اخیر را ریشه یابی کنیم.
سکانس اول : پیکان تهران – شهرداری اراک ، پیکانشهر نفرین
شده ، آغازگر روزهای سخت ...
شهرداری پس از پیروزی دلچسب و مطابق معمول در دقایق پایانی
مقابل ابومسلم با 200 هوادار راهی پیکانشهر شد تا با کسب یک پیروزی به اصطلاح 6
امتیازی مسیر صعود را هموارتر کند ، از همان دقایق ابتدایی مشخص بود که بازی بدون
حاشیه نخواهد ماند،توهین های شرم آور علیرضا واحدی نیکبخت و محمد پروین به
هواداران شهرداری و مقابله به مثل مسعود حق جو در برابر نیمکت پیکان ، پنالتی در
دقایق پایانی ، حمله به دست نشان در حین مصاحبه و سرانجام جنگ قرون وسطایی
هواداران دو تیم همه و همه استارتی بود بر ناآرامی های شهرداری.شاید در ظاهر این
عوامل را بی تاثیر بدانیم اما بدون شک عدم همراهی هواداران اراکی در دیدارهای خارج
از خانه ی بعدی و به تبع آن نتایج ضعیف شهرداری،در امروز تیره و تار نماینده اراک
تاثیر بسزایی داشت.
سکانس دوم : شهرداری اراک - شهرداری بندرعباس ، اعلان جنگ نادر با مدیریت...
شهرداری اراک پس از تساوی نسبتا دلچسب خارج از خانه مقابل
صدرنشین لیگ در حضور انبوه هواداران اراکی که گویی پس از مدتها دوباره با تیمشان
آشتی کرده اند به مصاف هم نام بندرعباسی خود می رود تا با کسب پیروزی و عدم نتیجه
گیری احتمالی پیکان راه رسیدن به صدر را کوتاه تر کند.حملات شهرداری یکی پس از
دیگری به گل تبدیل می شود اما پرچم کمک داور شادی ده هزار اراکی را ، در سه مرحله
به حسرت تبدیل می کند.قانون نانوشته فوتبال بار دیگر عملی می شود و تیمی که گل نمی زند گل می خورد،در یک غافلگیری
توپ مهاجم حریف به جایی می رود که به قول دینوزوف دست خدا هم به آن نمی رسد.حالا
شهرداری برای نخستین بار در خانه شکست میخورد و نکته تلخ تر از این شکست مسائلی
است که بعد از پایان بازی عنوان می شود.نادر دست نشان با توپ پر مقابل میکروفون
خبرنگاران می آید و توپ را به زمین مدیریت شهرداری می اندازد.او به شدت گلایه مند
است که چرا از سوی هیئت مدیره و مدیرعامل باشگاه دستور عدم اعتراض به داوری
صادر شده است.از سوی دیگر وی از عدم حمایت هیئت مدیره در مقوله جذب بازیکنان مورد علاقه
اش می گوید و به شدت بر مدیریت باشگاه می تازد و البته یکی به نعل می زند و یکی به
میخ و در حین این تاختن ، از محمد عسگری به نیکی یاد می کند.
سکانس سوم : صنعت ساری – شهرداری اراک ، شهرداری تنهای اراک...
پس از اتفاقات دیدار با پیکان کانون هواداران باشگاه تصمیم
می گیرد عطای اعزام هوادار به سایر شهرها را به لقای آن ببخشد تا شهرداری بدون حمایت
هوادارانش به ساری برود.شاگردان دست نشان بسیار زود گل نخست را دریافت می کنند و
در پایان با همان یک گل مغلوب تیم سابق سرمربی خود می شوند.
سکانس چهارم : ایرانجوان بوشهر – شهرداری اراک ، قهر با گلزنی
ادامه دارد...
شهرداری که پس از دو شکست روزگار چندان جالبی ندارد باید به
آن سوی ایران برود و در آب و هوای طاقت فرسا و شرجی بوشهر در مقابل ایرانجوان صف
آرایی کند.این بار هم تساوی بدون گل برای شهرداری رقم میخورد تا آمار دقایق بدون
گل زده کم کم از 360 دقیقه هم تجاوز کند.
سکانس پنجم : تمرینات پرحاشیه پیش از دیدار با استیل آذین ،
بحث نخ نما شده بازیکنان بومی و غیر بومی...
شهرداری از بوشهر به اراک بازگشته و در حالیکه فرصت چندانی
تا دیدار با استیل آذین باقی نیست در اراک تمرین می کند.هواداران،یا به زعم کادر
فنی ، هوادار نماها به محل تمرین آمده اند و بر طبق عادت همیشگی در روزهای ناکامی
بحث تکراری بر سر بازیکن بومی و غیربومی را به تمرین می کشانند و این مسئله به
مذاق عده ای از بازیکنان خوش نمی آید و دو طرف حرفهایی به زبان می آورند که عرق
شرم بر پیشانی نگارنده جاری می سازد و در روز بعد حتی کار به درگیری فیزیکی هم می
کشد!
سکانس ششم : شهرداری اراک – استیل آذین سمنان ، باز هم خبری
از گل نیست...
شهرداری این بار در اراک میزبان تیم نگون بخت استیل آذین
سمنان است و در پایان مثل چهار بازی گذشته باز هم نمی تواند دروازه حریف را باز
کند.در یک روز میان هفته بالغ بر هشت هزار هوادار به استادیوم آمدند و همان تعداد
انگشت شمار هوادار نما هم از حضور در استادیوم منع شدند.
سکانس هفتم : شهرداری اراک – اتکا گلستان ، آغاز پر امید ،
پایان مایوس کننده ، آینده مبهم...
شهرداری پس از خریدهای نسبتا قابل توجه زمستانی هواداران
خود را تا حدود زیادی به جبران اختلاف با صدر جدول امیدوار کرده است و آنها این
بار هم پرشور به ورزشگاه می آیند ، هفت هزار هوادار آمده اند تا شهرداری تقویت شده
را حمایت کنند به این امید که روزهای تلخ پایان نیم فصل اول دیگر تکرار نخواهد شد.شهرداری
نیمه نخست را سوار بر بازی سپری می کند اما کماکان خبری از گل نیست.در دقیقه 65
حریف به گل می رسد و استادیوم 15000 نفری اراک هم به اپیدمی "علی دایی"
گرفتار می شود.میزان تندی شعار ها با دقایق سپری شده از بازی رابطه مستقیم دارد و
در پایان کار به همان حرفهای شرم آور می کشد.عده ای حیا کن رها کن را نثار دست
نشان می کنند و عده ای جواد زرینچه را تشویق می کنند ، گویی گذر دو سال و نیم ،
ماجراهای آلومینیوم اراک – استیل آذین را از خاطر آنها پاک کرده است.عده ای دیگر
به صابر میرقربانی به خاطر بازی ضعیفش اعتراض می کنند و باز هم از همان حرفهای شرم
آور می شنوند،گویی توهین به هوادار بهترین وسیله برای تخلیه روحی پس از شکست در
فوتبال بی سروسامان این روزهای کشورمان به شمار می رود.سینا دست نشان در مقابل
هواداران به دنبال توهین به پدرش پیراهن شهرداری را پاره می کند و با میرقربانی
همراه می شود.
سکانس هشتم : پس از پایان دیدار با اتکا ، نادر ، دست سینا
را می گیرد و از اراک می رود ، شاید برای همیشه...
نادر دست نشان پس از پایان بازی از هرگونه مصاحبه و اظهار
نظر خودداری می کند و به همراه پسرش با اراک وداع می کند.وداعی که البته هنوز به شکل رسمی از ناحیه باشگاه تایید نشده است اما به نظر می رسد افسانه نادر هم نتوانست دردی از فوتبال اراک دوا کند و حالا او به همراه فرزند عصیانگرش اراک را ترک کرده است شاید برای همیشه...